تبلیغات
*¸¸.•*قلم و کاغذ *•.¸¸ * . - .¸¸.•*شانس *•.¸¸.

به نام خداوند شانس های یهویی و بخت اقبال های دوهویی

سلام میشناسی مرا ؟ صدایم را داری ؟ کجایی ؟ الان چه میکنی ؟ راستی به من اعتقاد داری یا نه ؟ گله میکنی از من چه شد که سر راهت قرار گرفتم.یا خوش حالی ؟ نگفتی شناختی مرا ؟ آری من شانسم !!!!

می گویند یک بار در خانه ات را میزنم باور داری راستش را بخواهی من خودم اعتقادی ندارم ،مگر الکی است بنشینی و نگا کنی و من بیایم ، در خانه ات را بزنم / عجب توقعاتی داری ها ااا!!! خجالت نمیکشی بلند شو  و بخت و اقبالت را بساز .

در خانه را باز میکند و وارد خانه شاهانه خود میشود سوئیچ خودرو چند میلیونی خود را بر میدارد و به خیابان میرود . مردی با عجله از خانه کلنگی و قدیمی و اجاره ای خود خارج میشود ،تا نانی برای خانواده خود مهیا کند پسر جوان در راه با مرد تصادف میکند . یکی با بخت و اقبال و طالعی شیرین و زندگی پر از ثروت و دارایی یکی با بخت و اقبال تاریک  و تلخ . شاانس!!! چه شد ؟ چرا این رو مرد با هم برخورد کردند  مگر یکی اقبال بلند نداشت ؟ مرد مگر از دل پسرک خبر داری ؟ مگر داشتن ثروت ربطی به بخت و اقبال دارد ؟ خیر این ها همه شاید ربط داشته باشد  ولی با تلاش و کوشش بدست می آید . میدانی چه زمانی به سراغت می ایم ان لحظه که پسرک با تو تصادف کرد می آید تا سرت زمین نخورد سرت زمین نخورد که خدایی نکرده بچه هایت یتیم نشوند .زمانی  می آیم که پشت در اتاق عمل مادری زجه میزند و کودکش را از خدا طلب میکند . خدایم به من می گوید برو و نجاتش بده . راستی میدانی من بنده خدایم هر وقت مرا صدا کند، به دادت میرسم  هر وقت اراده  کند ، می آیم و از قعر تاریکی ها نجاتت میدهم . پس توکل کن و این را گفتم برای بودنم کنارت باید تلاش کنی لحظه های ناب برای خودت خلق کنی.

راستی یادت باشد میخواهی باشی باید با خدا باشی دخیل ببند به در بندگی اش و طلب کن انچه نداری و میخواهی را ؟

متنی از زهرا حلوایی





طبقه بندی: انشاهای کلاس نهم،
برچسب ها: شانس، قلم و تخته موضوعات کاربردی، نهم محدثه، موضوع انشا شانس، قلم و کاغذ،

تاریخ : شنبه 6 آبان 1396 | 02:16 ب.ظ | نویسنده : Admin | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.